پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

پرهام و رهام

پخش کردن کارت دعوت

باباجون مجیدآقا و مامان جون فاطمه خانوم آقاجون صمدآقا ومامان جون زهراخانوم عمو حسین و زن عمو(گلی) گلی جونت که واست سنگ تموم گذاشته بود جلو جلو واست آب پرتقال گرفته بود و یک عروسک خوشکل بهت هدیه دادن آقا افشین و عمه لی لی و صبا خانوم خوشکل و دوست داشتنی وعمو محمد ودایی وحید و زن دایی و کیمیاجونم و آقامحمدرضا دایی حسین و زن دایی و علی و پویا جووونم دایی امید و زن دایی و درسا خانوم خوشکلم دایی امیر و زن دایی و سینا رفیق فابریکت و کلی مهمونای خوب و دوست داشتنی دیگه که نشد عکساشونو واست بذارم گل پسرم پسرم ارامتر گام بردار تا من جای ...
10 دی 1392

اولین پله گردی

عزیز مامان امشب خونه حاج دایی اکبر خدابیامرز سفره دعوت داشتیم,وقتی اومدیم خونه لباسهات در آوردم,چند لحظه بعد دیدیم که پرده راکنار زدی و برای اولین بارتند تند داری از پله ها بالا میری الهی دورت بگردم که اینقدر شیطونی هنوز زیر شلواریت تو جورابته نمیدونی چقدر ذوق زده شده بودم عزیز خوشکلم واهی مامانی خیلی خیلی هوا سرده ,مجبوریم وقتی از ماشین پیاده میشیم پتو دورت بپیچیم ،خیلی خیلی خوشمزه میشی من موندم که چرا تو این یکسال تو رو نخوردم خوشمزه بامزه کلوچه شیرین عسل قندونبات الهی مامان دورت بگرده ...
6 دی 1392

واکسن یک سالگی

پرهام خوشمزه ی مامان اول دی وقت واکسن داشتی و به همراه بابایی رفتیم بهداشت و دست کوچول موچولوتو سوراخ کردیم و طبق معمول سالهای پیش اربعین همه خونه ی باباجون اینا بودن   پرهامم کلی ازت عکس گرفته بودم ولی حیف کارت حافظه دوربینم فورمت شد ...
3 دی 1392

انشاله جشن تولد بعدازماه صفر

  عزیزدلم آهنگ صدایت با به دنیا آمدنت زیبا ترین ترانه زندگیمان نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنمان و وجودت تنها دلیل زنده بودنمان است پس با ما بمان تا زنده بمانیم ... تولدت مبارک . . .    گمپ گلم تولدت مبارک, زمستان تولدتوهم مبارک به به خیلی خوش اومدین بفرمایین از خودتون پذیرایی کنین   خوب حالا هنرمندان مجلس بیان وسط آهان خوبه حالا دست دست حالا بیا شمعارو فوت کن تا صدسال زنده باشی   واهی چقدر زحمت کشیدین بفرمایین شام نوشیدنی ...
30 آذر 1392

پارسال این موقع ها

عزیز مامان پنج روز بیشتر به شب یلدا نمونده,شبی که واسه ی من و بابا محسن قشنگ ترین شب و پراز خاطره هست این روزها همش حال و هوای پارسال دارم و دلم تنگ شده برای... انتظار کشیدنای من و بابایی برای دیدنت برای تکون خوردنات و لگت زدنات برای سک سکه کردنات برای خیره شدن هر روزم به عکس سونو گرافیت برای کلاس زایمان درآب رفتنام برای گوش دادن به صدای قلب کوچولوت برای دکتر صمصامی که همیشه میگفت رشد بچتون فوق العادست برای پیاده رویهای هر شب من و بابایی به همراه کوچولومون برای خرید رفتنای من و بابامحسن برای فسقلیه تو راهیمون برای نقاشی و تزیین کردن اتاق پسرمون برای عرق کاسنی خوردنام برا...
25 آذر 1392

دندون 5

خداازخاک,عشق پرهامم سرشته فـرســتـاده از آســمـون فـرشته تـا در آغــوش امـن خـود بـگـیـرم کـه ایـن یـک ذره جا مثـل بهشته فرشته ی کوچک دل مامانی رویش پنجمین دندونت هم مبارک عزیزدلم این دندون کوچول و موچول هم درسمت چپ دو دندون بالا روییده است الهی مامان قربون اون فک کوچولوت بشه که موقع دندون درآوردن اذیت میشه عاشقتم دنیای من   ...
22 آذر 1392